روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی

زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی

 

هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود

وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی

 

مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا

انگار از وجود خودت سیر می شدی

 

دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی

در چشم خیس قافله تکثیر می شدی

 

حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم

با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: باشگاه، امام، سجاد،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 11:08 ق.ظ | نویسنده : یاس سفید | نظرات
رضا اسماعیلی شعری تقدیم به شش ماهه امام حسین (ع) حضرت علی اصغر دارد که در زیر می خوانید:



دریا تو، رودها به لبان تو می‌رسند

آیینه‌ها،به نام و نشان تو می‌رسند

 

طعم لبان ترد تو را تشنه است آب

دریاچه‌ها به فصل لبان تو می‌رسند

 

رندان تشنه لب که تویی خضر راهشان

پشت عطش،به آب روان تو می‌رسند

 

در کربلای خون و خطر ، ای پناه عشق!

آزادگان ، به خط امان تو می‌رسند

 

"هو" می‌چکد ز حنجره‌ات ، ای اذان سرخ !

خون جامگان ، به بوی اذان تو می‌رسند

 

گفتی " فیا سُیوف خُذینی" به بزم عشق

شش ماهه مرد ! دل شدگان تو می‌رسند

 

آمد ز راه حرمله و آسمان شکافت

خیل فرشتگان ، نگران تو می‌رسند

*****

با حنجر نشسته به خون ، گفته‌ای اذان

دل برده‌ای - قسم به خدا - از فرشتگان




طبقه بندی: تصاویر، شعر،
برچسب ها: شعر، اسماعیلی، علی اصغر،

تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1391 | 01:12 ب.ظ | نویسنده : یاس سفید | نظرات
گلویت را شبى ترسیم كردم

    و جاى تیر را ترمیم كردم

   
    كشیدم لحظه خندیدنت را

    محبت را به خود تفهیم كردم

    

    زمان خفتن و بیدارى‏ام را

    به وقت چشم تو تنظیم كردم

    

    گرفته جرعه‏اى از چشم مستت

    میان تشنگان تقسیم كردم

    

    نشستم پاى درس حنجر تو

    سپس بر اهل دل تعلیم كردم

    

    همه آنچه ندارم را در آن شب

    به پیش پاى تو تقدیم كردم




طبقه بندی: تصاویر، شعر،
برچسب ها: عاشورا، محرم، شعار، مقتل، حضرت علی اصغر، موسی، کربلا،

تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1391 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : یاس سفید | نظرات

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم  بـه کـربـلا و جـلالــش

     به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

بـه بــی نـهــایــت داغ  دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم  بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

 به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم  بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم  به شـور و حـال عیـانـش

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش




طبقه بندی: شعر،

تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1391 | 06:31 ق.ظ | نویسنده : یاس سفید | نظرات

 

وقتی برای گریه دلم تنگ می شود
لب با دم حسین هماهنگ می شود
تنها نه دل به یاد تو می سوزد ای حسین!
از روضه هایت آب دل سنگ می شود
ای بهترین بهانه برای گریستن
بی تو حنای گریه چه بیرنگ می شود
کافی ست لحظه ای دلم از تو جدا شود
دیگر کُمیت زندگی ام لنگ می شود
جز در مسیر هیئت تو پا نمی نهم
وقتی برای گریه دلم تنگ می شود



طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: بوی محرم، امام حسین،

تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391 | 01:50 ب.ظ | نویسنده : یاس سفید | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
 width="186" height="72">
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic